تبليغاتX
ققنوس ها در راهند ...
شنبه بیست و ششم آبان 1386 15:41

کلام استاد رام الله به نقل از وبلاگ اتاد حق:

«ازدواج با يك نفر ازدواج با سرنوشت او و شريك شدن در همه مسائل و نتايج اوست... ازدواج خطرناك است اما معلوم نيست كه خطر كردن خوب باشد يا بد. بنابراين در چنين خطركردني بايد حداكثر احتياط ممكن را رعايت كرد. اين تصميم بزرگي است كه تعيين كنندة اثر و چگونگي تصميم بعدي است؛ نوعي ريسك كردن است اما ريسكي كه آنقدر مؤثر است كه ميتواند نوع زندگي انسان را بعد از وقوع خود عوض كند.

همسري همسرّي است. پس همسران حقيقي مي بايست از اسرار همديگر و بلكه سرِّي ترين درونيات هم با خبر يا در آن شريك باشند. اگر همسري شان حقيقي است بايد بتوانند در حضور همديگر، خودشان، خودِ خودشان باشند. در ناگفته ها و ناشده هاي همديگر سهيم باشند. آن ها بايد بتوانند روح خود را بدون هيچ پوششي، بصورت عريان و بي دفاع نمايان سازند و البته ديگري هركز فكر تهاجم يا سوء استفاده از اين عرياني روحي  و فاش سازي اسرار را به خود راه نمي دهد اگر همسري واقعي باشد... همسري، همدستي نيست پس با كسي كه صرفاً مي تواند همدست تو باشد و همكار خوبي برايت باشد ازدواج نكن. همسر تو مي تواند هم دست تو باشد اما هم دست تو به صرف هم دستي اش نمي تواند همسر تو باشد. همسر تو حتماً همراه و همسفر تو در زندگي است اما همسفر تو در زندگي حتماً‌ همسر تو نيست...».

§§§

«بي‏احترامي ناشي از پستي و حقارت نفس است... انسان به اندازه ارزش خود براي ديگران ارزش قايل است».

§§§

«دروغگويي روش انسانهاي ترسو و بزدل است. فرومايگان سعي مي‏كنند با دروغ از موانع عبور كنند و همين به پليدي آنها منجر مي‏شود و موجب سقوط آنها مي‏گردد. هنر آنست كه تو بدون دروغ و براساس راستي به حل مسائل‏ات بپردازي».

§§§

«جسم تو مانند فرزند ذهن تو است. مي تواني آن را هر طور كه مي خواهي بار بياوري، يا اينكه رهايش كني و بگذاري مثل گياه خودرو و علف هرز رشد كند. اين بچه را مي تواني مقاوم، انعطاف پذير و نرم، قوي و مستحكم و هوشمند و فعال بار بياوري و يا اينكه بچه اي ضعيف و بد اخلاق و شكننده تربيت كني».

«وقتي در زميني، مرده ها را دفن مي كنند به آنجا قبرستان مي گويند. پس وقتي كه بدن خود را با غذاهاي مرده، غذاهايي كه خالي از نور و حيات اند، انباشته مي كنيد، بدن خود را به قبرستان تبديل كرده ايد. درون قبرستان انباري از ميكروب ها و آلودگي ها و مواد متعفن است. قبرستان جاي مردگان است و نه زندگان. زندگان عموماَ در جايي هستند كه لااقل به اندازه كافي آب هست. پس به اندازة كافي آب بخوريد تا جسمتان زنده بماند. با آب كافي مي توانيد يك قبرستان را به گلستان تبديل كنيد و مي توانيد همة تعفن ها و آلودگي هاي آن را بشوييد و به آن زندگي دوباره بدهيد».

§§§

«مطمئناً اگر انسان از طبيعت حمايت كند طبيعت نيز حمايت خود را از انسان نشان خواهد داد، زيرا طبيعت زنده است و عكس العمل نشان مي دهد».

§§§

«نيروي جنسي، نيروي زندگيست. نيرويي مادر كه قابل تبديل به ديگر نيروهاي حياتي و مورد نياز انسان است. هدر دادن آن هدر دادن زندگي است و بكار بردن درست آن، بدست آوردن زندگي است... رابطة جنسي هماهنگ، سازنده، تعالي بخش و ضروري است؛ و به همين ترتيب، ارتباط جنسي ناهماهنگ، ويرانگر و تخريب كننده و ضد حيات است. غالباً آنچه در مضرات رابطة جنسي گفته شده، مربوط به ارتباط جنسي ناهماهنگ است. وقتي رابطة (جنسي) ميان دو نفر كه با يكديگر هماهنگي ندارند اتفاق مي افتد اين مثل آنست كه دو درخت غير پيوندي را به يكديگر پيوند بزنيد. نه تنها پيوند اين دو رخ نمي دهد بلكه ممكن است دو درخت خشك شوند و زندگي خود را به تدريج از دست دهند. و يا شايد، اين پيوند خود را در تغييرات ناهنجار و سرطاني متجلي سازد؛ درخت را به بيماري كشندة ظاهري يا دروني مبتلا كند و ميوه و وجود آن را فاسد و تخريب كند».

§§§

«هر چه مي‏تواني نكن. هر چه مي‏تواني در يك كار بزرگ جمع كن و آنرا به انجام برسان».

§§§

«قضاوت ميان دو نفر عموماً قضاوتي ميان افراد مختلف است زيرا در هيچ اتفاقي تنها دو نفر دخيل نيستند... وقايع علل بسيار دارند لكن فكر بشر غالباً به سطحي ترين دلايل توجه دارد از اينرو قضاوت عادلانه تنها كار خداوند است و بس».

«اگر ضروريست كه نظر دهي اما ضروري نيست كه محكوم كني، پس محكوم نكن. حداكثر به تاييد نكردن بسنده كن».

§§§

«بهترين ‏و خوبترين‏ انديشه‏ها، قصدها و نيات را در درون خود بكاريد و انديشه‏هاي باطل و موهوم، انديشه‏هاي ضعيف و پست را انكار نماييد و به آنها پشت كنيد. زيرا افكار و انديشه‏ها، انسان را، زندگي انسان را، اعمال و كلام انسان را، و وضعيت‏ها را مي‏سازند. و قلب خود را با خوبترين حس‏ها پر كنيد كه كيفيت و حالات زندگي از اين طريق آشكار مي‏شود».

نوشته شده توسط ققنوس  | لینک ثابت |