تبليغاتX
ققنوس ها در راهند ... - « دريافتهايي از تعاليم استاد پیمان فتاحی (ایلیا م رام الله) »

 

امان از مرده پنداشتنِ يگانه زنده ي جهان

 

مي خواهم داستاني برايتان بگويم درباره ي خانواده ای که در زندگی با مشکلات و سختی های زیادی مواجه شده بود. مرد، دچار شکست مالی شده بود، فرزندشان بیماری لاعلاجی گرفته بود و افسردگی و نا امیدی تمام خانواده را محاصره کرده بود. زنِ خانواده هرچقدر سعی می کرد امیدِ رفته بر باد را به خانه برگرداند موفق نمی شد و کاری از پیش نمی رفت. تا اینکه روزی لباس سیاه پوشید و غمگین در گوشه ای نشست. همسرش پرسید: چرا لباس سیاه پوشیده ای؟ زن گفت: مگر نمی دانی که او مرده است؟ مرد با تعجب پرسید: چه کسی مرده است؟ زن پاسخ داد: خدا . مرد با تعجب گفت: چطور می توانی چنین چیزی بگویی؟ چطور ممکن است خدا بمیرد؟ زن گفت:اگر خدا نمرده است، پس دلیل این همه غصه و ناامیدی چیست؟ آيا نا اميدي كامل ازیک شخص، مرده پنداشتن او نيست؟ تو فقط از شرمت مجلس ختم نمي گيري ولي همان تصوري كه راجع به يك مرده داري را از خداوند نيز داري. نا امیدی کاری شیطانی است.

این داستان، داستان هر روز اغلب مردم است. بیشتر انسانها به سوگ خداوند نشسته اند. خدای بیشتر انسانها مرده است. چرا که اگر زنده بود، اينهمه نا امیدی، افسردگی، پوچی و بدبختي شایع  نمي شد. ارتباط با خداوند نزد بسياري از انسانها معنایی ندارد. اگر به کسی بگویید مسائلت را با خدا  مطرح کن و با او حرف بزن و درد دل کن، شوخی بی مزه ای با او کرده اید. و شاید هم از آن به بعد هر وقت شما را ببیند، به چشم یک آدم متحجر و خرافه گرا به شما نگاه کند!!

اما به راستی چرا خدا را مرده پنداشته‏ایم؟ چرا گمان می‏بریم که خداوند نباید و نمی‏تواند با مخلوق و بنده‏ی خود ارتباط داشته باشد؟ مگر خداوند عاشق مخلوق خود نیست؟ این چگونه عشقی است که بگوییم بین عاشق و معشوق هیچ رابطه‏ای وجود ندارد؟ مگر اساسی‏ترین و مهمترین نیاز انسان، ارتباط با آفریدگار خود نیست پس اگر فکر کنیم که او به این نیاز مهمتر از آب و غذای بنده‏ی خود بی‏اعتناست چگونه می‏توان تصور کرد که خداوند بخشنده و مهربان است؟ اصلاً چرا نباید خداوند با مخلوق خود رابطه‏ای داشته باشد؟ چرا نباید مخلوق خود را هر لحظه هدایت کند؟ چرا نباید با بنده‏ی خود سخن بگوید؟ چرا گمان برده‏اید که خداوند تنها با گروه بسیار بسیار اندکی از بندگان خود سخن گفته؟ آیا نعوذ باللّه او تبعیضی میان بندگان خود قائل است؟ چرا فکر می‏کنیم که پروردگار متعال زمانی سخن گفته و زمانی دیگر ساکت شده است و اکنون نیز در سکوت بسر می‏برد؟...[1]   ادامه دارد

[1]  کتاب جریان هدایت الهی- جلد اول

نوشته شده توسط ققنوس  | لینک ثابت |